هیچکی باور نکرد

وقتی گفتم هیچ عشقی ندارم...... هیچکی باور نکرد
وقتی گفتم دوست داشتن قصه است........هیچکی باور نکرد
وقتی گفتم آخه کی پیدا میشه زندگیش رو واسه یکی بزاره......هیچکی باور نکرد
وقتی دیدنت گفتن دیدی تو هم یکی و داری...... خندیدم و گفتم هنوز که ندارمش
نداره من و...... شاید هیچ وقتم نخواد که من و داشته باشه!!!!!!!!.....بازم هیچکی باور نکرد
حالا تو با هزار بهونه ی قشنگ رفتی..........همه باور کردن......من باور نکردم
ولی گفتم..... دیدید نخواست من و داشته باشه تو تردید گفتم این و.......
رفت و همه اتون باور کردید.................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

/ 3 نظر / 10 بازدید
عشقت

شعري پر از احساسات قشنگ عالي بود

شهاب

سلام گلناز جان ممنون که اومدی و نظر دادی وبلاگ تو محشره ‘ وبلاگ من به پای وبلاگ تو نمیرسه بازم ممنونم ازت

سارا

به به وبلاگای آشنا میبینم اینجا, من تازه تو فیسبوک آدرس وبلاگت رو دیدم, اما یه چیزی بگم؟ عجیب حس این پستت رو درک میکنم, یه جورایی زندگی خودمه. این را نیز دوست میدارم.